خرید بک لینک

چند روزِ صبح که پامیشم لپ تاپمو روشن میکنم و وارد صفحه کارگزاری میشم. سایت تی ام سی و کلی سهم.
بعد میرم به کارای خونه داریم میرسم و هم زمان با اعتماد به نفس بیش از حد سهم بررسی میکنم و اگه لازم باشه خرید و فروش:))
تا ظهر شرایط اینه
از ظهر به بعد لپ تاپم همینجوری بیخودی روشنه
میخوام بشینم پای لپ تاپ و کارامو انجام بدم اما چند دقه بعد خودمو رو رو تخت و در حال آماده شدن برای خواب میبینم!!
پا میشم باز تصمیم میگیرم برم این بار جدی کارامو انجام بدم اما باز...
و همین روند تا شب ادامه داره
نمیدونم این دیگه چه مرضی هست که این هفته بهش دچار شدم.
باید یه تکونی به خودم بدم و روتین های قوی تر برای خودم انتخاب کنم که روزامو به بهترین شکلش بگذرونم.

+ دیشب یکی دوساعت با یه دوست عزیزتر از جانی صحبت کردم و خیلی صحبت های خوبی بود و تصمیم گرفتم به خاطر خیلی از آدم های اطرافم و تصمیماتی که میگیرن خودمو درگیر نکنم چون نهایت هر کسی باید راه خودشو بره و سرنوشتشو خودش بنویسه و شاید دخالت زیاد از حد ما به صلاح هیچ کدوم از طرفین نباشه. فقط لازمه همو درک کنیم و اگه در توانمون بود همدلی کنیم. همین.

+ فینال جام جهانی هم چند دقس شروع شده و من نمیتونم بگم کدومشون ببره بیشتر خوشحال میشم چون جفتشون تیم های مورد علاقه ام هستن.
+ ما موجودات عجیبی هستیم که با وجود این همه غم که دور و اطرافمون هست شدیدا میل به زندگی و لذت بردن از زندگی داریم.

خلاصه که همینا


برچسبها: روزمرگی

برچسب: نویسنده: شیوا رحیمی تاريخ: شنبه 3 دی 1401 ساعت: 18:53

صفحه بندی